چکیده
زمینه. سمیت قلبی ناشی از آنتراسایکلین چالشی اساسی در انکولوژی محسوب میشود، چرا که آسیب میوکارد (عضله قلب) اغلب پیش از بروز اختلال عملکرد سیستولیک آشکار رخ میدهد. اگرچه کسر جهشی بطن چپ (LVEF) ابزار سنتی پایش است، اما نشانگری غیرحساس و دیرهنگام است که اغلب تنها پس از وقوع آسیب برگشتناپذیر دچار افت میشود. پیشرفتها در اکوکاردیوگرافی، بهویژه تصویربرداری استرین (Strain Imaging) و اکوکاردیوگرافی سهبعدی، تشخیص اختلالات عملکردی تحتبالینی (Subclinical) قلب را متحول کردهاند.
روش کار. مرور روایی حاضر، به تلفیق شواهد موجود پیرامون تکنیکهای پیشرفته اکوکاردیوگرافی برای شناسایی زودهنگام و پایش سمیت آنتراسایکلین میپردازد. جستجوی هدفمند متون در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar برای یافتن مطالعات مرتبط انگلیسی و فارسی منتشر شده تا سپتامبر ۲۰۲۵ انجام شد.
یافتهها. استرین طولی جهانی (GLS)، همراه با استرین محیطی، شعاعی، استرین دیواره آزاد بطن راست و استرین دهلیز چپ، در مقایسه با LVEF، تشخیص آسیب تحتبالینی و پیشبینی اختلال عملکرد سیستولیک را بهطور قابلتوجهی بهبود میبخشند. با این حال، اجرای بالینی این روشها با چالشهایی از جمله تفاوتهای نرمافزاری بین برندهای مختلف دستگاهها، فقدان آستانههای تصمیمگیری بالینی مشخص و بار اقتصادی ناشی از تصویربرداریهای مکرر روبرو است.
نتیجهگیری. ادغام ارزیابی اکوکاردیوگرافی چندپارامتری، راهبردهای مراقبتی متناسب با خطر و استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص خودکار روند تغییرات، احتمالاً جهتگیری آینده کاردیو-انکولوژی را شکل داده و مدیریت زودهنگام سمیت قلبی را ارتقا خواهد بخشید.
پیامدهای عملی. مدیریت مؤثر نیازمند تغییر رویکرد از پایش واکنشی با LVEF به مراقبت پیشگیرانه مبتنی بر استرین است. گنجاندن GLS در تصویربرداری پایه و پیگیری، هشدارهای اولیه آسیب را در حالی که عملکرد قلب ظاهراً حفظ شده است، فراهم میکند و امکان مداخلات محافظتی بهموقع را میسر میسازد. تواتر پایش باید بر اساس سطح خطر بیمار تنظیم شود و استفاده از تجهیزات تصویربرداری یکسان برای مقایسههای قابلاطمینان در طول زمان ضروری است.